تبليغاتX
هنر سرای چلیپا
 
محفلی برای هنر دوستان
 

هو المحبوب
«کاشکی بر بال رنگین خیال می شد از دنیای پُر افسون گذشت...»

در گذر پر هیاهوی دنیا و زندگی ماشینی امروز، فرصتی شد که هر چند ناقص و با قلمی شکسته یادی کنم از کسی که شهرتش به هنرش و هنرش به بلندی روح و احساس لطیفش بود!

 

(استاد احمد شهامتی)

در دیار هنر پرور و پر ذوق ما کمتر کسی است که او را نشناسد و یا از او چیزی نشنیده باشد. هنرمندی که عمری را در راه یاگیری، آموزش و ترغیب جوانان به هنر سپری نمود، هنرمندان خوشنویس زیادی را به جامعه تحویل داد و یا چراغ راهی شد برای طی نمودن راهی بس طولانی و طاقت فرسا. بیش از چهل سال سابقه فعالیت و آموزش برگ زرینی است بر سابقه هنری اش. علاوه بر خط و خوشنویسی، شاعری توانا، عکاسی با ذوق، موسیقی دانی با تجربه و حافظ شناسی به تمام معنا بود.
از دوستان قدیمی اش در وصف او چیزها شنیده ام. از نگاه مهربانش، از کلام گرمش، از ذوق و دل سرشار از محبتش و از نظم مثال زدنی اش در طول بیش از بیست سال آشنایی چیزها آموخته ام.
فقدان او ضایعه سنگینی به جامعه هنری شهرمان بود، من و دیگر دوستانم در انجمن خوشنویسان جهرم جای خالی او را با تمام وجود حس می کنیم.
باشد تا ادامه دهنده راه سبزش باشیم.

هرکه را با خط سبزت سر سودا باشد
پای از این دایره بیرون ننهد تا باشد
در قیامت که سر از خاک لحد بر گیرم
داغ سودای توأم سرّ سویدا باشد
ظل ممدود خم زلف توأم بر سر باد
کاندرین سایه قرار دل شیدا باشد
چون دل من دمی از پرده برون آی و در آی
که دگر باره ملاقات نه پیدا باشد
تا کی ای دُرّ گرانمایه روا خواهی داشت
کز غمت دیده مردم همه دریا باشد
از بن هر مژه ام آب روانست بیا
اگرت میل لب جوی و تماشا باشد
چشمت از ناز به حافظ نکند میل آری
سر گرانی صفت نرگس رعنا باشد

روحش شاد و یاد و نامش گرامی باد.
(قلی زاده)

  نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 12:34  توسط محمد قلیزاده جهرمی  | 

هو المحبوب

  نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 11:47  توسط محمد قلیزاده جهرمی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM